السيد محمد حسين الطهراني

90

امام شناسى (فارسى)

آن را داشته باشد ؟ و در واقع بحدّ تكليف بالغ شده باشد ، و لياقت حمل ولايت الهيّه و عداوت دشمنان خدا را داشته باشد . چرا اين طفل با هم طرازان و هم سنّان خود انس نگرفت ؟ و چرا به طبقه آنان نپيوست ؟ چرا پس از اسلامش نيز با كودكان در جايگاه بازى به بازى كردن ديده نشد ؟ در حالىكه مانند آنان و هم طبقه با آنها بود ؟ چرا در يك ساعت از ساعات خود با آنها مشاهده نشد ، تا آنكه گفته شود لازمه كودكى او را لحظه‌اى فرا گرفت ، و خاطره از دنيا و حداثت سن و هواى كودكى او را به حضور آنان كشانيد و در حال و كيفيّت آنان وارد ساخت ؟ بلكه ما على را نديديم الّا آنكه پافشارى و ثبات قدم در اسلامش به‌خرج داد و در امر خود مجدّ و مصّمّم بود ، و با كردار خود گفتار خود را محقّق مىداشت ، اسلام او عفاف و زهد او را صحّه گذارد و تصديق نمود و به رسول خدا از ميان جميع همطرازان خود پيوست . على امين و اليف رسول خدا بود ، در دنياى خود و آخرت خود ، على شهوت را منكوب نمود و خواطر خود را در خود جمع نمود ، و بر اين امر بسيار شكيبائى و ايستادگى نمود ، چون اميد لقاء خدا و نجات عاقبت و ثواب آخرت را داشت « 1 » حديث عشيره در ميان مستشرقين بارى حديث عشيره ، و نصب أميرالمؤمنين را در آن روز به مسند خلافت به اندازه‌اى مسلّم و آشكار است كه بعضى از مستشرقين اين قضيّه را نقل كرده‌اند : جرج سَيل GEORGE SALE در كتاب خود به‌نام قرآن محمد AL CORANOF MOHAMMED گويد : محمّد در آن وقت علاقه و محبّت بسيارى از خود نسبت به على ابراز نمود ، و وى را در آغوش خود گرفته ، و به حاضرين مجلس امر نمود كه از على شنوائى داشته او را جانشين او بدانند ، و فرمان او را گردن نهند ؛ آن قوم از مجلس پراكنده شده و به ابو طالب گفتند : اكنون بايد از پسرت اطاعت كنى . جون دون پرت JOHN DAVEN PORT در كتاب « محمّد و قرآن » MOHAMMED CORAN ضمن بيان اين داستان گويد : پيغمبر ( ص ) برخاسته ، اخلاق پسنديده خود را اظهار داشت ، و گنجى ابدى ( كنايه از سعادت ابدى ) به آن كس كه از وى پيروى كند بخشيد ، و در نتيجه خطبه‌اىكه از جهت فصاحت و بلاغت مشهور بود ، با پرسش زير ايراد فرمود :

--> ( 1 ) الغدير جلد 2 ص 287